برچسب: دانشگاه

  • سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه شهر ری به مناسبت هفته بسیج

    سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه شهر ری به مناسبت هفته بسیج

    جناب آقای حسین سیاف زاده مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و فرهنگ به مناسبت هفته بسیج در جمع نمازگزاران شهر ری به ایراد سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه پرداخت. متن سخنرانی به شرح ذیل می باشد:

    بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم مصطفی محمد(ص)

    فرارسیدن سالروز ولادت امام حسن عسکری پدر عظیم الشان مولا و مقتدای مان حضرت بقیه الله الاعظم(عج) و تبریک عرض کرده و همینطور میلاد با سرسعادت حضرت عبدالعظیم را محضر مجاوران و دوستداران حضرتش تبریک و تهنیت عرض می نماینم. فردا هم سالروز وفات کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) است که از خداوند متعال می خواهیم دعای خوبان امتش را در حق ما اجابت بفرماید.

    از دیگر مناسبت های این ماه، پنجم آذرماه سالروز تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام(ره) می باشد و همچنین فردا نیز 16 آذر ماه، سالروز بسیج دانشجویی است که قصد دارم عرایضم را با این موضوع به سمع و نظر شما عزیزان برسانم.

    از برکت منظومه عمیق حضرت امام(ره) این روز ها شاهد رده های متعدد و پر برکت بسیج در بدنه سازمان آن هستیم.

    در طول تاریخ 41 ساله انقلاب هر کجا دستاوردی به ارمغان آمد، هر کجا فتح الفتوحی داشتیم حاصل تفکر و نگرش بسیجی بوده است و این افتخار تنها شامل حال اعضای سازمانی بسیج نیست؛ بلکه هر کدام از هم وطنان عزیز مان در جای جای کشور عزیزمان که با روحیه بسیجی و مخلصانه فعالیت می کنند جزو خانواده بزرگ بسیج می باشند.

    در حادثه غم بار سیل ابتدای سال، شاهد بودیم در برخی شهر ها مردم درب خانه های شان را به روی مردم سیل گرفتار باز کرده بودند و از آن ها بدون هیچ چشم داشتی پذیرایی می کردند. نیرو های امدادی و انتظامی مثل همیشه جان بر کف وارد عرصه شده و اجازه ندادند غم این حادثه تبدیل به یک فاجعه ی دردناک شود. که اگر روحیه بسیجی در کشور نبود با چه انگیزه ای می خواستیم به دل مشکلات بزنیم؟

    امروز بسیج سازندگی در نقاط محروم فعال است. بسیج دانشجویی واقعا در این زمینه گل کاشته است. حتما دیده اید جوانان با غیرت و با معرفت دانشجو را که چندین روز دور از خانه در مناطق کم بضاعت حاضر شده و با حل بخشی از مشکلات آن ها نشاط را دوباره به سفره های شان بر می گردانند.

    در عرصه علمی، هفته گذشته هشتم آذر ماه مصادف بود با سالروز شهادت دانشمند هسته ای شهید دکتر مجید شهریاری که با یک نگاه بسیجی دهه ها تلاش کرد و در عرصه علم مردانه حاضر شد و سوخت 20 درصد غنی سازی اورانیوم را برای کشور آماده کرد و خار چشم دشمنان شد و سرانجام هم به دست عوامل خود فروخته آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید. ما توفیق داشتیم آن زمان با ایشان در یک منطقه زندگی کنیم و بنده خودم از نزدیک شاهد رفتار و سکنات ایشان بودم. ذره ای تکبر و فخر در حرکات این مرد نبود که به خاطر علمش بخواهد به اطرافیانش فخر فروشی کند و از نگاه بالا به پایین با آن ها برخورد کند. ما تا روز شهادت و تا زمانی که خبر شهادت ایشان از رسانه پخش شد اصلا از جایگاه بزرگ ایشان خبر نداشتیم.

    از دیگر ویژگی های بسیجیان گمنامی و بی نشانی است. اهل اخلاص در عمل اند. اهل ارتباط با خدایند. اهل فکر و اهل معرفت اند.

    این ویژگی برای همه بسیجیان است و همه آن ها از یک مسیر مشخص تبعیت می کنند.

    از دیگر بسیجیان عزیز ما، شهید دکتر حاج غضنفر رکن آبادی است. عزیزی که در فاجعه خونین منا به فیض شهادت نائل آمد. در ایامی که ایشان در عربستان سعودی مفقود بود مدام از ایشان تحت عنوان دیپلمات بسیجی یاد می کردند. همه ما از فضای کار دیپلماتیک مطلع هستیم اما وقتی واژه بسیجی در کنار آن آمد خیلی تلاش کردم تا از این موضوع رمز گشایی کنم. وقتی برای تولید مستند ایشان به لبنان سفر کردیم اولا تمام شهر ایشان را می شناختند. این طور نبود فقط شیعیان و مریدان جریان حزب الله نام ایشان را شنیده باشند. مسیحی، دروزی، سنی و همچنین تمام طوایف سیاسی کشور ایشان را به اسم غضنفر می شناختند و در مصاحبه هایی که با مسئولان کشوری و مسئولین حزب الله داشیم مدام این نکته را اشاره می کردند که ایشان یک روحیه بسیجی در انجام فعالیت ها و ماموریت های شان داشتند و سمبل فرد بسیجی در لبنان شده بودند. ایرانیان مقیم لبنان می گفتند در طول مدت ماموریت ایشان در لبنان به مناسبت های مختلف ما را دور هم جمع کرده و به مشکلات ما رسیدگی می کرد و این دیدار ها در درجه اول باعث می شد با دیدن هم دیگر روحیه مان افزایش یابد و وسیله ای برای ارتباطات بیشتر ما شده بود.

    از دیگر بسیجیان بزرگ انقلاب باید اشاره کنم به شهید حاج حسن تهرانی مقدم، پدر موشکی ایران. بزرگ تر های جمع فضای کمبود های ما در دروان دفاع مقدس را دیده اند سوال می کنم. ما در زمان جنگ چه داشتیم؟ ما جز چند اسلحه کلاشینکف که آن هم تازه بعد ها به دستمان رسید و بخشی از آن سلاح ما از عنیمت هایی که از عراق می گرفتیم تامین می شد؛ چه داشتیم؟ مسئول وقت عملیات سپاه خوزستان در روز های اولیه تهاجم بعثی ها برایم نقل می کرد هنگام حمله ارتش بعث عراق در 31 شهریور 59 ما 10 عدد کلاشینکف بیشتر نداشتیم. مسئول عملیات مرکز استان می گوید نه شهر های اطراف!

    اما به صورت بسیجی وارد این عرصه شد، مردانه تلاش کرد و زمانی که سال 90 به شهادت رسید فاصله موشک های ما بین ایران و رژیم غاصب صهیونیستی به کمتر از 10 دقیقه رسیده بود.

    تکفر بسیجی حاصلش چنین دستاوردی هایی می شود. تمام این عزیانی که یاد کردم تا زمان شهادتشان هیچ کس از جایگاه رفیع آن ها اطلاع نداشت و ابدا اهل مطرح کردن خودشان نبودند و هیچ کدام از بسیجیان اهل این کار نیستند.

    حالا سوال اصلی اینجا مطرح می شود. وقتی چنین ظرفیت عظیم و منسجم و فعالی در کشور وجود دارد چرا مسئولان در جهت رفع مشکلات و توسعه کشور از آن استفاده نمی کنند؟ چرا در قضیه گران سازی قیمت بنزین از بُعد فرهنگی اجتماعی بسیج در جهت اقناع افکار عمومی استفاده نشد و با بی تدبیری کار را به جایی رساندند که مثل اغلب اوقات از بعد نظامی بسیج استفاده شود.

    رمز موفقت ما در طول این 4 دهه، پشتیبانی مردم و استفاده از ظرفیت انسجام توده های مختلف مردم بوده است. اما روز های اخیر می شنیدیم خیلی راحت مسئولان عنوان می کردند ما طرح گران سازی قیمت سوخت را به شکلی اجرا کردیم تا مردم تحت هیچ شرایطی از آن با خبر نشوند و غافلگیر شوند. این افتخار نیست. این مایه شرمندگی و شرمساری است در شرایطی که ظرفیت عظیم بسیج برای حل مشکلات در کشور آماده است، دست اندرکاران اقدامات اجرایی کشور از آن غافل هستند.

    موضوع آخر بنده ویژگی بصیرت بسیجیان است. من برای بیان اهمیت و جایگاه والای این خصیصه سه نقل تاریخی مطرح می کنم و عرضم را به پایان می رسانم.

    مقام معظم رهبری سال 75 در جمع بسیجیان و مسئولان لشگر 27 محمد رسول الله(ص)، یک سخنرانی تاریخی را مطرح می کنند با موضوع جایگاه خواص و عوام در جامعه اسلامی. در بخشی از این سخنرانی آمده است در جریان قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) وقتی مسلم به کوفه آمد عددی بالغ بر 18 هزار نفر با او بیعت کردند. ظهر که عبیدالله بن زیاد به شهر رسید تا شب همه رفتند و مسلم غریب و تنها در کوفه ماند تا اینکه طوعه او را به خانه اش راه داد.

    در روز عاشورا امام حسین(ع) بود و هفتاد و دو نفر یار با وفای شان. بعد از شهادت ایشان قیام های متعددی رخ داد. قیام توّابین، قیام مختار. در جریان این قیام ها چند هزار نفر کشته شدند؟ اگر همان افراد در زمان خودش وارد میدان می شدند و حضرت را تنها نمی گزاشتند و سپاه عمر سعد را شکست می دادند نه امام با این کیفیت فجیع به شهادت می رسید و نه بنی امیه می توانست 90 سال بر جامعه اسلامی حکومت کند و 6 قرن بنی عباس بر مسند حکومت بنشیند و مسیر هدایت انسان ها را عوض کنند. حالا که امام به شهادت رسید، هزاران هزار خون هم ریخته شود و ده ها قیام انجام شود چه فایده؟

    کمی جلوتر بیاییم. 33 سال قبل در جریان عملیات کربلای 5 ما به شکل ظفرمندانه ای به پیروزی رسیدیم که بعد از آن عملیات اساس قطعنامه 598 را شورای امنیت نوشت. ما وقتی در این عملیات به دروازه های شهر بصره نزدیک شدیم، جامعه جهانی به این نتیجه رسید تا ایران به برتری های بیشتری نرسیده وضعیت جنگ را مشخص کند.

    اما در همین جریان یکی از فرماندهان وقت این عملیات برای من تعریف می کرد اگر ما روز آخر دو گردان بیشتر داشتیم و میتوانستیم کانال پرورش ماهی را رد کرده و به شهر بصره نزدیک تر شویم و خطر سقوط آن را برای صدام بیشتر می کردیم قطعا ابعاد برتری ما بیشتر می شد و ذیل آن مفاد بیشتری در قطعنامه برای ما می نوشتند و دیگر حضرت امام(ره) از آن به عنوان جام زهر یاد نمی کرد و برای ما هم تا ابد جام زهر نبود این قطعنامه!

    کمی جلوتر بیاییم. دو هفته قبل در جریان اغتشاش های انجام شده اگر امت حزب الله به سرعت وارد عمل نمی شدند و 48 ساعته قائله ی بی نظمی ها را جمع نمی کردند و در آن شرایط اهم فی الاهم نمی کرد و می گفت حالا ببینیم در جریان این ناامنی ها منتظر بمانیم ببینیم قیمت را شاید کاهش دادند و اغتشاش ها به شهر های اصلی می رسید و حجم آن بیشتر می شد شاید امروز من اینجا در خدمت شما نبودم و تحت عنوان یک نیروی آماده باش در پایگاه های بسیج منتظر بودیم ببینیم کدام منطقه آشوب شده تا به آن جا عزام شویم.

    این بصیرتی که مردم به خرج دادند باعث شد آتش فتنه بخوابد و دشمن این بار هم زمین بخورد.

    در دانشگاه جوانان سوال زیاد دارند. مسئولین در دانشگاه آن طور که شایسته است حاضر نمی شوند. دانشجویان به تعبیر شهید بهشتی موذن جامعه هستند اما وقتی او تقویت نمی شود و به او بها داده نمی شود این عنصر ارزشمند را بعضا گوشه گیر و منزوی می کنند. در دانشگاه سر کلاس های درس اغلب سوال می کنند چرا آن روز به خیابان ها آمدید تا اعتراضات به افزایش قیمت سوخت نادیده گرفته شود؟ وقتی پاسخ می دادیم آن روز دیگر مسئله بنزین نبود و ناآرامی ها در حال شدت گرفتن در تمام شهر و کشور بود و امنیت مان به خطر افتاده بود و زمانی که از پشت پرده این حوادث پرده برداشتیم و متوجه اصل ماجرا شدند تازه فهمیدند که حضور مردم به چه فتنه بزرگی پایان داده است. اما مسئله بنزین جای خود و باید مسئولان مشکلات آن را حل کنند.

    از وظایف ما اقناع چهره به چهره است. همین که مردم احساس کنند در نظام دلسوزانی وجود دارد که سرنوشت مردم برای شان اهمیت دارد در سخت ترین شرایط ایستادگی می کنند کما اینکه در دوران دفاع مقدس هم مردم بودند که جانانه پای کار دفاع آمدند و آن حماسه بزرگ را رقم زدند.

    اگر ما بتوانیم فرهنگ بسیجی را به معنای دقیقش در جامعه بسط دهیم، در بزنگاه های مختلف می توانیم فتنه دشمن را به خودشان برگردانیم. از جمله وظایف بسیج دانشجویی کار فکری است. اعمال افراد در یک جامعه برگرفته از افکار آن ها است. اگر بسیج دانشجویی بتواند در این زمینه قدم های مهم اجرایی بردارد، بی شک ما در سایر عرصه ها نیز پیروز میدان خواهیم بود.

    خدایا خداوندا بر محمد . آل محمد(ص) فرج امام زمان مان برسان

    ظهور فرجش تعجیل فرما

    رهبر معظم انقلاب در کنف امام زمان موید و منصور بدار

    گذشتگان مان بیامرز

    مرضای ما شفای عاجل عنایت فرما

    والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

  • شرکت های خصولتی تبدیل به منشاء رانت برای برخی نور چشمی ها شده اند.

    شرکت های خصولتی تبدیل به منشاء رانت برای برخی نور چشمی ها شده اند.

    دبنا: از نظر شما حذف چهار صفر از پول ملی چه تاثیری بر اقتصاد کلان کشور خواهد داشت؟

     

    دکتر هاشمی: از نظر بنده این موضوع در حال حاضر تاثیر آنچنانی ندارد چرا که لازم هست به یکسری از مسائل حاشیه ای ولی مهم اقتصاد کشور به موازات حذف چهار صفر توجه کرد مثل ارزش واقعی تمام شده سکه های پانصد تومانی که الان به ارزش هشتصد تومان تولید می شود.

    یکی از دلایل این نابسامانی ها تراکم و ازدحام پول در جریان اقتصاد جامعه است و اگر محدود تر شود ممکن است تاثیر مثبت خود را نشان دهد، مثل همین موضوع حذف صفر از پول ملی که در کشور های دیگر همچون ترکیه و آذربایجان رخ داد و تقریبا اثر مثبتی داشت چراکه دولت های این کشور ها هم در کنار این اقدام برنامه ریزی و حرکت های موازی دیگری را پیگیری نمودند.

    کشور ما هم میتواند با برنامه های اقتصادی که در دولت و مجلس پیگیری می شود به اثر بخشی این طرح کمک کند ولی اجرای این طرح به تنهایی از نظر من بر اقتصاد کشور تاثیر چندانی نخواهد داشت.

     

     

    با توجه به حضور جدی شرکت های ایرانی و خریداران خارجی در نمایشگاه شیرینی و شکلات امسال و رشد قابل توجه فرصت های صادراتی برای این مجموعه ها دولت چه کمکی به تسهیل فرایند صادراتی شرکت های ایرانی میتواند بکند؟

     

     

    در بحث مواد غذایی به خصوص در حوزه صنایع مربوط به شیرینی و شکلات، شرکتهای ایرانی میتوانند در منطقه وبه خصوص صادرات به کشورهای عربی به خوبی عمل نمایند .شما میدانید که رشد صادرات با رشد اقتصاد کشور ارتباط مستقیم دارد و موجبات اشتغالزایی وفعال شدن بخش خصوصی را فراهم میکند البته در این زمینه نمیتوان نقش مهم دولت و مجلس را نادیده گرفت.

    نقش مجلس در اینجا یکی بحث تسهیل قوانین است و دیگری کم کردن بروکراسی های اداری و در اختیار قرار دادن تسهیلات مالی مانند وام ، باعث باز تر شدن دست این شرکت ها شود، وهمینطور دولت نیز با فعال نمودن بخش خصوصی میتواند دربحث افزایش منابع انسانی جهت اشتغالزایی و با بالا بردن کیفیت محصولات مواد غذایی میتوانند در عرصه رقابت با محصولات خارجی وارد بازار جهانی شوند، که البته تا کنون شاهد واگذاری بسیاری از بخش های دولتی به بخش خصوصی بوده ایم ، که نمیتوان از تاثیر مهم این امر بر اقتصاد کشور چشم پوشی نمود.

     

    دبنا: با توجه به حواشی اخیر خصوصی سازی نحوه پیاده سازی قانون خصوصی سازی را چطور ارزیابی میکنید؟

     

    دکتر هاشمی: هم اکنون عده ای می گویند که چرا اقتصاد کشور فلج شده است و آن را به دولت مرتبط می دانند اتفاقاً دولت در اقتصاد دخالت نمی کند بلکه دولت مشغول بانکداری است در حالی که امروزه در عرف بین المللی دولت ها با بها دادن به شرکت های خصوصی و ارائه تسهیلات ارزان قیمت به آنها از بخش خصوصی حمایت کرده ودر قبال آن از تمام شرکت ها مالیات اخد می نماید تا بوسیله آن برای دولت هم درامد پایدار بسازد، حتی مواردی در اقتصاد بین الملل وجود داشته که دولت یک کشور محصولات یک شرکت خصوصی تابعه اش را پیش خرید نموده و به این وسیله به جریان مالی آن شرکت کمک نموده است، بنابراین وظیفه دولت ها در کل دنیا بازاریابی و حمایت از بخش خصوصی شان است.

    همه اینها در حالی است که در ایران موضوع کمی متفاوت است و دولت به شکل منفی در اقتصاد ورود می کند. منابع را خودش می گیرد و خودش شرکت داری می کند و شرکت خودش به خودش مالیات نمی دهد و اسمش را گذاشتند شرکت های خصولتی که در واقع می توانند منشا رانت و فرصت برای برخی نور چشمی ها و برخی بازنشسته های دولتی شود در حالیکه دولت برای پویایی باید از همه شرکت های خصوصی و چه دولتی مالیات اخذ نماید.

    این موضوع باعث می شود که وقتی بخش خصوصی با سرمایه اندک وارد بازار شده و شروع به کار میکند برشکسته شود چون دولت منابع را به سمت شرکت های دولتی سرازیر میکند و وام و تسهیلات را به شرکت های خصولتی میدهد اینها تنها بخشی از مشکلات جامعه اقتصادی ایران است.

     

    موضوع دیگری که در آن با مشکل جدی مواجه هستیم بحث خام فروشی هایی است که صورت می‌گیرد مانند سنگ‌های معدنی که از کشورمان به صورت خام به کشور چین انتقال می دهند و در آنجا فراوری شده و تبدیل به محصول ثانویه با ارزش افزوده میشود و دوباره به کشور های دیگر دنیا من جمله کشور خودمان فروخته می شود.

     

    بنابر این دولت باید در حوزه فراوری محصولات معدنی سرمایه گذاری کند و اگر خودش دخالت نمیکند امتیازات را به بخش خصوصی واگذار کند تا با تسهیلاتی که در اختیارش قرار دارد باعث رشد اقتصادی کشور شود، دولت هم میتواند از این فرصت بوجود آمده استفاده کند و مالیاتش را اخذ نماید تا درامدی پایدار برای دولت بوجود بیاید.

  • رهایی اقتصاد از نفت به کمک پیوند دانشگاه و صنعت

    رهایی اقتصاد از نفت به کمک پیوند دانشگاه و صنعت

    خبرگزاری دبنا، هرچند که صنعت و دانشگاه دارای تفاوت های ماهوی متعددی هستند ولی به هرحال تجربه جهانی نشان داده که اگر سازوکار مناسب ترتیب داده شود، این دو می توانند در بعضی حوزه ها در یک راستا قرار گیرند و برآیند تلاش آن ها، موجب ایجاد ارزش افزوده مضاعف برای کشور شود.

    اگر سیاست گذاران کلان کشور به این باور برسند که ارتباط ساختارمند صنعت و دانشگاه می تواند تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی کشور داشته باشد، قطعا زیرساخت های لازم را برای تحقق آن، فراهم می کنند. ولی متاسفانه به نظر می رسد که این باور هنوز شکل نگرفته یا اینکه به مرحله ضرورت و نیاز نرسیده است.

    اینکه مقالات تولیدی در کشور، جوابگوی نیازهای صنعت نیست، یا اینکه خطاهای متعدد در جانمایی صنایع داریم، و یا اینکه ظرفیت های خالی به نفع اقتصاد کشور، عملیاتی نمی شوند، شواهدی هستند بر این ادعا که نتوانسته ایم میان صنعت و دانشگاه، ارتباط موثری ایجاد کنیم.

    تاکنون، اقتصاد کشور بر پایه پول نفت اداره شده و این موضوع، سد راه توجه بیش از پیش به موضوع تعامل دانشگاه و صنعت شده است و شاید محدودیت های ناشی از تحریم ها، مسیر کنار هم قرار گرفتن دانشگاه و صنعت را هموار سازد. اگر بخواهیم اقتصاد کشور را از درامدهای نفتی، رهایی بخشیم، راهی جز توسعه رابطه صنعت و دانشگاه وجود ندارد.

    نکته اساسی که در این خصوص وجود دارد، آن است که تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه، موضوعی نیست که به خودی خود محقق شود و برای بهره مند شدن اقتصاد کشور از مزایای آن، باید یک نقشه راه و استراتژی مدون داشت.

    برای رسیدن به این هدف، به نظر می رسد که اول باید مشکل در دانشگاه حل بشود، صنعت نیاز به برنامه دارد و این برنامه، باید در  بدنه دانشگاه تهیه شود. نیاز به سازماندهی کننده صنعتی، داریم، یعنی کارگروه ها و کمیته ها که جای آن در دانشگاه است. فرصت های مطالعاتی باید به سمت صنعت سوق داده شود. دانش مدیریت باید در دانشگاه به بالندگی برسد و از انجا به صنعت سرایت کند.

    هشداری که در این خصوص باید جدی گرفته شود، این است که تا زمانی که با شعارهای پوپولیستی روبرو هستیم، صنعت و دانشگاه نمی توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.

  • پیشنهاد خواندن یک کتاب در دانشگاه تهران!

    پیشنهاد خواندن یک کتاب در دانشگاه تهران!

    به گزارش خبرگزاری ایلتنا به نقل از فارس، در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم تجمعی در دانشگاه تهران علیه عفاف و حجاب برگزار شد. اتفاقی که بازتاب بسیاری در فضای مجازی داشت و عده‌ای که همیشه منتظر گل‌آلود شدن آب هستند نیز از آن بهره‌برداری کردند. باز هم به نفس تجمع کاری نداریم و قضاوتی در درستی یا نادرستی آن نداریم. بماند که وقتی تحصیل در دانشگاهی که تابع قوانین یک کشور است را پذیرفتی «دبه» کردن معنا ندارد!

    اما نکته‌ای که در حاشیه این اتفاق فراموش شد، این موضوع است که آیا دانشگاه که محلی برای تحصیل و کسب دانش و معرفت است و امنیت روانی در مسیر کسب علم حرف اول را می‌زند، می‌تواند تبدیل به محلی برای آزادی‌هایی از طیف پوشش و ظاهر باشد؟ آیا اگر آزادی خوب است و حق هرکسی است باید دستاویزی شود تا آزادی‌های افراد دیگر که با هدف کسب علم و معرفت پا به محیط علمی دانشگاه گذاشتند، نقض شود؟ یعنی به بهای آزادی ولو مشروط یک گروه، آزادی گروه دیگری نقض شود و امنیت روانی آنها در زمینه کسب علم و معرفت به خطر بیفتد؟

    این‌ها پرسش‌هایی است که باید کارشناسان پاسخی برای آنها پیدا کنند تا ذهن پرسشگر مخاطب چنین اتفاقاتی را روشن کند. مخاطبی که در سیطره و چنبره شبکه‌های اجتماعی است و در اقیانوسی به عمق یک بندانگشت توهم دانایی دارد؟

    سوال بعدی این است که مگر غیر این است که محیط علمی، کارکردی غیر از این ندارد و اهداف دیگر در سایه کارکرد علمی محیط‌های دانشگاهی قرار می‌گیرد؟ شاید گفته شود که سختگیری در پوشش حتی سخت‌تر از عرف جامعه، در محیط‌های علمی کار درستی نیست، ولی با توجه به پرسشی که بالاتر مطرح شد باید این سوال را پاسخ داد. هرچند با مروری بر ضوابط دانشگاه‌های جهان می‌توان ثابت کرد که این اتفاق یعنی ضوابط و قوانین پوشش در دانشگاه‌ها جریان دارد و این مسئله مبتنی بر فرهنگ و جغرافیای بومی آن نقاط است.

    این را بگذارید کنار محدودیت‌های حضور دختران با حجاب در برخی دانشگاه‌ها و مجامع علمی غرب که طبق قانون آن کشور مانع حضور آنها می‌شوند و دختران مسلمان متوسل به روش‌هایی نظیر استفاده از کلاه‌گیس و … می‌شوند تا بتوانند از محیط علمی استفاده کنند.

    اما بهانه چیزهایی که تا اینجا خواندید، کتابی است که چند سال است در بازار کتاب موجود است و اتفاقات اخیر می‌تواند بهانه‌ای باشد برای معرفی آن!

    کتاب «ضوابط پوشش در دانشگاه‌های جهان» که تالیف دکتر نیره قوی و ترجمه داودی آشوری است، به منظور آشنایی دانشگاهیان با انواع پوشش در دانشگاه‌های کشورهای آمریکا، اروپا، آسیا، آفریقا و استرالیا و همچنین مقایسه آن‌ها با پوشش در دانشگاه‌های ایران تالیف و گردآوری و از سوی نشر معارف منتشر شده است.

    در این کتاب که بیش از ۱۰۰ چاپ را تجربه کرده و تجارب مختلف در آن گردآوری شده، خواننده با نمونه‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود نشان می‌دهد که پوشش در دانشگاه‌های دیگر نیز اختیاری نیست و تابع قواعدی است که از سوی دانشگاه و محیط علمی تعیین شده است. شاید باور این موضوع سخت باشد، ولی مرور موارد مختلف نشان می‌دهد که نه‌تنها ایران بلکه در کشورهایی که خود را مهد آزادی می‌دانند، قوانین سفت و سختی مانند منع پوشیدن لباس‌های بدن‌نما و … را برای حضور در محیط علمی وضع کرده‌اند.

    «در پژوهش به عمل آمده در بیش از ۱۵۰ دانشگاه در کشورهای مختلف جهان اکثریت قریب به اتفاق دانشگاه‌ها دارای ضوابط نوع خاص و ویژه پوشش متناسب با محیط آموزشی خود هستند.»

    در این کتاب خواننده، شاهد مواردی است که در دانشگاه‌های نقاط مختلف قوانین بر محیط علمی حاکم هستند که یکی از این قوانین نوع پوشش و ظاهر فرد دانشجو است.

    به نظر می‌رسد آنها که از این آب گل‌آلود دنبال صید ماهی هستند، خیلی در جریان اتفاقات در دنیا نیستند و برای موج‌سواری دنبال بهانه‌های مختلف می‌گردند. بهانه‌هایی که بسیاری از آنها سال‌هاست در غرب جریان دارد ولی آنها با دامن زدن به ایجاد یک مارپیچ سکوت زمینه مظلوم‌نمایی در کشورهای هدف را فراهم می‌کنند. افرادی که از کاه کوه می‌سازند و برای کینه‌ورزی از هیچ اقدامی کوتاه نمی‌آیند!

    انتهای پیام/ ت44