برخی بر این باورند، با توجه به اینکه هیئت مدیره ها توسط اعضای صنف انتخاب میشوند از اقبال همکاران برخوردارند و دیگرانی که رای نمی آورند مورد قبول واقع نگردیده اند. اگر اجازه بفرمایید به این مطلب از چند منظر نگاه کنیم:

 اولاً تعداد منتخبین محدود است و فقط پنج یا هفت نفر می‌توانند عضو هیئت مدیره باشند، ای بسا که صدها نفر  انسان های کاربلد و فرهیخته در صنف هستند که به اعتراف خود منتخبین از آنها شایسته ترند .

اما عده ای معتقدند که درانتخابات هیات مدیره اتحادیه های صنفی همکاران بر اساس مقبولیت نظرات و شخصیت افراد رای میدهند.

اجازه بدهید که این فرمایش تان را نپذیرم. البته نه از باب جسارت به ساحت بسیارارجمند اعضای محترم اتحادیه ها ، بلکه از باب اینکه همیشه آراء در فضای سالم و فرصت مساوی شکل نمی گیرد. زمان هایی انسانها درون یک جو مهندسی شده قرار می‌گیرند و بدون اینکه اعتقاد قلبی داشته باشند رایی میدهند. یا موضعی میگیرند ‌که بعداً به تبعات منفی آن پی میبرند.

 برای مثال خدمتتان معروض می‌دارم. درچند سال قبل بر اساس جو ایجاد شده رقیب هراسی ملت به کسی رای داد که کشور را به تباهی کشاند واقتصاد را تا مرز فروپاشی بُرد.

پس تصدیق بفرمایید رای در شرایط خاص و نابرابر  ملاک میزان کار آمدی و مقبولیت همکاران عزیزی که چهار رای داشتند و یا عزیزانی که در صندوق آراء بالا تر یا پایین تری داشتند نمی باشد. که اگر انتخابات در فضایی سالم و برابر انجام شود نتیجه این نبود.

سکان داران کشتی اصناف  این کشتی را آن را چنان به گل نشانده اند که کار از سوراخ و شکاف گذشته باید برای خارج نمودن این کشتی به گل نشسته طرحی نو در انداخت .

در خصوص جامعه بزرگ اصناف آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که چه عواملی موجب تنزل جایگاه رفیع اصناف از اوج عزت چند ده سال قبل به حضیض ذلت کنونی رسیده است .

آیا تاکنون در این اندیشه نموده اید که چرا این محدودیت بر اصناف روا داشته شد و در مجلس رای آورد .آنها که بنا بر وظیفه ذاتی خود باید فریاد بر می آوردند و بر این تبعیض ناروا می‌تاختند  اما دم فرو بستند و زبان در کام کشیدند .

چرا؟!

چون خود با عملکرد بد و انحصار  طلبی مفرط از یک سو و  زد و بند های غیر قانونی و غیرشرعی برای حفظ این جایگاه ها از سویی دیگر، عامل تصویب این محدودیت  ناروا در حق اصناف شدند.وتنها هر از چندگاهی برای دلخوشی خود از مسیر ها و کانال هایی که خیال می‌کردند چون با آنها رفاقتی دارند.

  ? پی مصلحت مجلس آراستند

?نشستند و گفتند بر خواستند

که اگر این مدعیان خدمت عملکرد مناسبی میداشتند زبانشان در مخالفت با این تبعیض آشکار قریب به هفت سال کوتاه نبود واصلا نیازی به لابی وگرفتن نامه ازمعاون اول قوه قضاییه وجلسه گذاشتن با رییس قوه قضاییه برای ادامه صندلی ریاست نبود.

و امروز نیازی نداشتند که برای گرفتن این چنین نامه هایی (مثل معاون وزیر   کشور سابق یا معاون اقتصادی دولت قبل یا معاون اول فعلی قوه قضائیه ) با لابی کردن بااین و آن واسطه بتراشند تا نامه هایی این گونه بگیرند که با چوب حراج زدن به آبروی اصناف تنها بتوانند سه ماه مهلت بقا بگیرند و با این تن به ذلت دادن ها نگاه نا صواب قانون گریزی اصناف را نهادینه کنند و کار را برای مطالبه حق مشکل ترعزیزان ما چون شما به بزرگی  اصناف معتقدیم و میگوییم حق را باید عزت مندانه مطالبه کرد .

در پایان اینکه تنها همین هیئت مدیره های موجود را سرمایه های اصناف بر شماریم  خارج از انصاف است در جامعه بیش از سه میلیونی اصناف صد ها هزار آدم توانمند تر از هستند که شاید خیلی از روسای فعلی به گردشان هم نمی رسند فقط کافیست وارد عرصه مدیریت اصناف بشوند .هرچند تا میتوانیم باید سرمایه های کنونی را پاس بداریم و حفظ کنیم.

  • نویسنده : دبنا